دسته‌بندی باکس‌: حرفه: هنرمند و دستان

  • یادداشتی بر آثار متأخر رضا لواسانی

    یادداشتی بر آثار متأخر رضا لواسانی

    به بهانۀ نمایشگاه «قاف» در گالری ۲+ از ۲۰ تیر تا ۱۷ مرداد ۱۴۰۴

    اران ابراهیمی مدیسه

    در دورانی اشباع از محرک‌های بصری، هر فرد روزانه، خواسته یا ناخواسته، در معرض هزاران هزار تصویر قرار می‌گیرد. در این جریان بی‌وقفۀ عبور تصاویر، دیدن به کنشی کمابیش خودکار بدل شده است. ادراک بصری از تعمق تهی گشته و دیگر به ندرت در لحظه حضور دارد. چشم‌ دیگر درنگ نمی‌کند؛ می‌گذرد. تصاویر که زمانی با مکاشفه‌ای حسی ماندگار می‌شدند، اکنون با تاثیری کوتاه‌مدت به سرعت مصرف شده و از خاطر زدوده می‌شوند. در پاسخ به انبوه تصاویرِ عاجل‌الدرک، مجموعه آثاری پیش روست که از نمایش آنیِ خود سر بازمی‌زنند؛ آثاری خاموش، کم‌گو و به سختی قابل مشاهده. نه رنگ مهیج و بیانگری وجود دارد و نه فیگورهایی ژرفنما تا تفسیر بر آن‌‌ها تکیه زند؛ تنها گستره‌ای است از سوراخ‌های نیمه‌مرئی بر سطح یکدست کاغذ.

    برای خواندن ادامه‌ی مطلب به این لینک مراجعه کنید.

    عکس-اول-از-اثر-رضا-لولسانی
    عکس-دوم-از-رضا-لواسانی
  • بر همه چیزی کتابت بود مگر بر آب…

    بر همه چیزی کتابت بود مگر بر آب…

    درباره‌ی نمایشگاه «باد نشی» از مقداد لرپور در گالری دستان

    علیرضا رضایی‌اقدم

    مقداد لرپور نقاشی‌ست مقیم دریا.

    او بر ساحل می‌ایستد و دار و درخت، صخره‌ها، گُل‌ها، مرجان‌ و امواج را با فرم و رنگ می‌سراید.

    جلوی کار او متوقف می‌شویم همانطور که جلوی دریا می‌ایستیم. او فراخوان دریا را می‌شنود و مثل هر آدم دیگری مجذوب آن می‌شود. هنر او غوطه‌ور شدن و خیال‌پردازی در رمز و راز این صداست. چرا دریا مسحورمان می‌کند؟ هنر لرپور احضار بصریِ این سحر است.

    در همین مسیر بود که او تعدادی از زیباترین مناظر دریایی هنر معاصر ایران را ترسیم کرد و در نمایشگاه «دریابار» به نمایش گذاشت؛ دریاهایی که عمق داشتند، باد آرامی بر آن می‌وزید، و حرکت سنگین امواجْ سکوتی موقر به دریا می‌داد.

    در نمایشگاه انفرادی تازه او، با عنوان «باد نشی» باز هم بازیگر اصلی دریاست. این دریا استعاره‌ایست از همه چیز؛ صحنه‌ای که همه‌ی ماوقع در آن رخ می‌دهد؛ افقِ ازلی-ابدی چیزها. بر لبه‌ی این دریا، سکو یا صخره‌ایست که اشیایی همزمان غریب و آشنا در آن حاضر می‌شوند. درخت‌ها، پرندگان، و گل‌ها که کم‌وبیش در این جهان اثیری مسخ‌شده‌اند. مسخ به این معنا که برهنه‌‌‌ و پالوده ‌شده‌اند، باد و سرمایی بر آنها وزیده و در آشوب و پیچ‌وتابی مرموزند. پیچ‌وتاب آنها، به خصوص با پس‌زمینه‌ی طوفانی آسمان، احساس دراماتیک‌تری را تداعی می‌کند.

    ادامه مطلب را از این لینک بخوانید.

  • یادداشتی دربارۀ نمایشگاه گروهی «رد» در گالری +۲

    یادداشتی دربارۀ نمایشگاه گروهی «رد» در گالری +۲

    ایمان افسریان

    کیوریتوری همزمانِ هنر قدیم و جدید ایران کار خطیریست. در طول این هفتاد سال هنر جدید ایران یا از هنر قدیم بهره‌کشی کرده‌است یا با التقاط‌های ظاهری و سطحی آن را لوث کرده‌است و یا با تحقیرْ جوهر و جان آن را ستانده‌است و یا چون اشیای تزیینی بدل به نوع خاصی از دکوراسیون در خانه‌ها شده‌است.
    اهالی هنرهای قدیم ایران از اهل فرش و خوشنویسی و معماری و… هم کاملاً از هنر جدید و محافل و گالری‌هایش ناامید شده‌اند و دل کنده‌اند.
    در این موقعیت کنار هم نشاندن جمعی هنرمند نوگرا در کنار آثار «خطِ ناخنی» را باید با نگاهی محتاط و شکاک نگاه کرد. آیا این همنشینی چیزی به آثار قدیم و یا جدید افزوده است؟ تا به امروز آثار خوشنویسی را در فضاهای دیگری دیده‌ایم با مخاطبینی متفاوت، اغلب سنتی با طبع و ذائقه‌ای متفاوت. این که این آثار به گالری امروزی راه یابند و در کنار آثاری با سبک‌های معاصر بنشینند و در عین‌حال بی‌ربط، نچسب و التقاطی به نظر نرسندْ نکته‌ی ارزشمند این نمایشگاه است. از طرفی این نمایش ما را مجبور به تجربه‌ی حضور می‌کند. در واقع این نمایش به هیچ وجه تن به مدیوم عکس نمی دهد؛ رد و نشان و داغ و خراش روی سطح سفید کاغذ چه در مورد آثار معاصر و چه در مورد خطوط ناخنی و قطاعی چنان ظریف، کمینه و محجوب است که نمی توان از آن عکس گرفت و طبیعتاً هیچ تجربه‌ای از این نمایش در گوشی موبایل، اینستاگرام و امثالهم دست مخاطب را نمی‌گیرد. تنها راه و تجربه و قضاوت این نمایش مشاهده‌ی حضوری و از نزدیک در فضای گالریست.
    من به عنوان یکی از مشاوران این نمایش از شما دعوت می کنم این همنشینی را از نزدیک تجربه کنید.

    عکسهایی-از-نمایشگاه-گروهی-رد
  • «محسن وزیری‌مقدم > صدسالگی»

    «محسن وزیری‌مقدم > صدسالگی»

    گزارشی از مسلم خضری

    نمایش اخیر آثار محسن وزیری مقدم با عنوان « محسن وزیری مقدم> صد سالگی» مرور دوره‌های مختلف هنرمند از سال ۱۳۲۲ تا ۱۳۹۷ را شامل می‌شود. نمایش مفصلی که این امکان را می‌دهد با تجربیات، سیر تحول و پروردگی آثار او بیشتر آشنا شویم. آن هم وزیری مقدم که وجه تجربه‌ورزی و مطالعه‌گری در آثارش بسیار مهم است.او از پیشگامان هنر انتزاعی در ایران است که با آموزش‌ها و نوشته‌هایش نقش مهمی در معرفی هنر مدرنیسم داشت.

    کتاب «شیوه‌های طراحی» او از اوایل دهه‌ی ۷۰  جزو منابع مهم آموزش طراحی در ایران بود. خطوط ریتیمیک تک فام، کنار گذاشتن ابزارهای متداول نقاشی؛ ترکیب مدیوم‌های متنوع، استفاده از ماده‌هایی غیرمتعارف در نقاشی و علاقه‌ی او به «حرکت»، عناصر محوری و پُرتکراری‌‌اند که در قالب کیفیتی تجربه‌ورزانه در آثارش برجسته می‌شوند. حتی طبیعت‌ بی‌جان‌ها و مناظر سال‌های آغازین و خودنگاره‌های وزیری مقدم عامدانه این خصلت تجربه‌وزری را در خود دارد.

    برای خواندن ادامه مطلب به یادداشت «محسن وزیری‌مقدم > صد سالگی» به قلم مسلم خضری مراجعه کنید.

  • نگاهی به نمایشگاه «و آن‌ها به من خندیدند» نیوشا توکلیان

    نگاهی به نمایشگاه «و آن‌ها به من خندیدند» نیوشا توکلیان

    شمایل‌نگاری نسلی امیدوار

    زانیار بلوری

    در نمایش توکلیان، نسلِ ناکامِ دهه‌یِ هفتاد که از پس حوادث هفتادوهشت امیدش را به اصلاحات از دست داد‌‌، در شمایل دخترِ جوانِ گل به دستی (در میتینگ انتخاباتی خاتمی) نمود می‌یابد که در تلاطم دوران، همچون رد تاثیرات تاریکخانه‌ای و غیر تاریکخانه‌ای بر نگاتیو و عکسش، مخدوش و مخدوش‌تر می‌شود.

    اما محل قرارگیری عکسش بر تارک نمایشگاه همچون سنت شمایل‌نگاری مذهبی (درست همان جایی که کازیمیر مالویچ مربع یکسره سیاهش را در نقدی تند و تیز در کنج بالای دیوار گالری آویخت)، نمادی از خود توکلیان و تجلیلی است از تمام دختران دهه‌ی هفتاد و بعد از آن.

    نمادگرایی‌های او در جای جای دیوارهای نمایشگاه سخن از این اضمحلال و امید (شخصی و جمعی) دارد؛ اسبی سر به دیوار ساییده، نگاه خیره‌ی شاهینِ تیز چشمِ گرفتار در شهر در برابر نگاه گربه‌ای کور در تاریکی خیابان، گل‌هایی سر در خود فرو برده، در کنار بسته شدن دفتر روزنامه و خیابانِ پس از حادثه، فوران شادی‌های لحظه‌ای اما اکنون یخ‌زده‌‌یِ پس از انتخابات، همسو با روایت‌های شخصی فقدان اعضای خانواده به علت مرگ و مهاجرت، غم و شادی و افسوس در خانه و مسیر و سفر (خاطرات مشترک طبقه‌ی متوسط ایران) این نمادگرایی را به حد اعلای خود می‌رساند.

    برای مطالعه‌ی متن کامل به لینک زیر مراجعه کنید.
    شمایل‌نگاری نسلی امیدوار، نگاهی به نمایشگاه «و آن‌ها به من خندیدند» نیوشا توکلیان

    عکس-اول-از-نیوشا-توکلیان
    عکس-دوم-از-نیوشا-توکلیان
  • یادداشتی درباره نمایشگاه میرزا حمید با عنوان «پناهگاه میرزا»

    یادداشتی درباره نمایشگاه میرزا حمید با عنوان «پناهگاه میرزا»

    میرزا حمید در «پناهگاه»؛ یادداشتی از ثمیلا امیر ابراهیمی

    میرزا حمید نقاش سخت‌کوش خیابان‌ها و شهر‌هاست. کارهای او روی دیوارهای محلات مختلف تهران تاکنون توجه شهروندان بسیاری را به خود جلب کرده و محبوبیت زیادی برایش آفریده است. همان اولین سال‌های ظهور نقاشی‌های میرزا حمید در محله‌ی عودلاجان تهران، کارهای او را در شماره‌ی ۶۶ فصلنامه حرفه: هنرمندِ سال ۱۳۹۶ بررسی کردیم. او در سال‌هایی که تهران شهرداری بهتری داشت، قسمتی از محله‌ی عود‌لاجان را با طرح‌ها و نقش‌های گِل رُسیِ سرخ و ساده‌اش احیا کرد. آن فضای وسیع که از ویرانه‌های تهران زیبای قدیم باقی مانده بود و پای دیوارهای فروریخته‌اش پاتوق مطرودان و بی خانمان‌ها شده بود، به یمن نقش‌های زیبای میرزا و همراهی و حمایت شهر‌داری تهران، چند سالی به یک نقطه با ارزش و حفاظت‌شده تبدیل شد. جلوی این نقاشی‌های دیواری را طناب کشیدند و کنارش گلدان گذاشتند و آن جای بد و خراب، خوب و تماشایی شد. مردم محل قدر نقاشی‌ها را می‌دانستند و نقاش را در جریان کار تشویق و حمایت می‌کردند. شاید یکی از مهم‌ترین دلایلی که میرزا حمید تاکنون حدود ده سال است که به این کار سخت ادامه داده، همین رابطه‌ی مستقیم با مردمی است که پای کار او می‌ایستند و نظر می‌دهند و گاهی دستیاری می‌کنند. بعدها، او نه تنها در تهران، بلکه در شهرهای مختلف ایران و حتی در دمشق جنگ زده و ویران‌شده هنرش را به رایگان به تشنگان محروم از هرگونه پرستاری و شفای فرهنگی وهنری هدیه کرد. افسوس که حالا بسیاری از نقش‌های او بر دیوارها و خرابه‌های عودلاجان و دیگر محلات تهران  پاک شده است. اما میرزا حمید به هر ترتیب به کار خود ادامه می‌دهد و اگرچه امکان نمایش کارهایش در گالری‌های تهران یا حتی خارج از ایران وجود دارد اما ترجیح می‌دهد هنرمند گمنام خیابان‌های ایران باقی بماند.

    اما اینک، فرصت تازه و بی‌نظیری کار میرزا حمید را برای مدتی معین ماندگار و قابل دیدن کرده است. این بار او این امکان کمیاب را بدست آورد که طرح‌هایش را به اندازه‌های باز هم بزرگتر در فضای کارگاهی عظیم به اندازه حدود دوهزار متر، در چندین سالن سقف‌بلند اجرا کند. این فضا که به همت حامیان هنردوست در اختیار او گذاشته شده در جنوب غربی تهران نزدیک به شهرک اکباتان قرار دارد و تعداد زیادی از نقوش بسیار بزرگ، متوسط و کوچک او را در خود جای داده است‌. پنج ماه پیش، میرزا حمید، دراین فضای امن و موقت، پناه گرفت و روز و شب به ساختن نقش‌ها و حکایت‌های کهنه و تازه خود مشغول شد. حالا این فضا به روی بینندگان باز شده و سالن‌ها، دیوارها و حیاط‌های تودرتوی پناهگاه او، قصه‌ها، خیال‌ها و رویاهای میرزا حمید را نمایش می‌دهند: داستان زندگی انسان‌های سرخ و لاغری که گاه به تنهایی، گاه همراه با یار خود، و گاه در جمعیتی انبوه، عشق و نور و آب و گیاه را با خود به این‌طرف و آن‌طرف می‌برند. دوستی و پیوند آدم‌ها، عشق زن و مرد، جشن و پایکوبی، سفر و مهاجرت، مرگ و نابودی و همه حوادث کوچک و بزرگی که زندگی ما آدمیان را در طول تاریخ تشکیل می‌دهد، در این صفحات دیواری دیده می‌شود.

    در کارهای پناهگاه، ایده‌ها و تکنیک‌های تازه‌ای هم دیده می‌شود: از جمله همذات پنداری با هنر کودکان و خط خطی‌های کودکانه از آدمک‌ها و صورت‌ها و بازی‌ها و یا بافت‌ها و نقش‌های منظم و جذابی که با همان گل رس روی تمام پنجره‌های این سالن‌ها نقش شده و حالت زیبای ویترای به خود گرفته است‌.

    او همچنین با رجوع به تاریخ هنر و برداشت از کار هنرمندانی که دوست می‌دارد، تجربه‌هایی برای بسط و گسترش ایده‌ها و فرم‌هایش به کار بسته اما هنوز فرصت بیشتری لازم‌ است تا این برداشت‌ها با کارِ شکل گرفته او ترکیب هماهنگ و منسجمی پیدا کند. او با وام گرفتن از میکل آنژ در قطعه آفرینش انسان، پیکاسو در نقاشی ضد جنگ گرنیکا، ایده مرگ در جمجمه‌های بسکیا و فضاهای رنگی و خلسه‌آور روتکو، عشق و احترام به هنرمندان محبوب خود را نشان داده است اما شاید هیچ یک از این تصاویر به اندازه آفرینش میکل‌آنژ با زبان و روح کار میرزا حمید هماهنگ نشده است.

    نباید فراموش کرد که بهترین هنرمندان شهری و خیابانی همیشه کنش‌گران جدی اجتماعی هستند و کار چنین هنرمندانی بازتاب‌دادن زندگی و آرزوهای مردمی است که در آن شهر و میان آن دیوارها زندگی می‌کنند. کنش هنری این هنرمندان مستلزم شناخت ماده شهر به عنوان بوم نقاشی خود، و روح مردم شهر به عنوان مقصود کار هنری خود است. بر اساس این شناخت و با هدف تاثیر‌گذاری بر رهگذران شهری، نقاش خیابانی کاشف رنج‌ها و آرزوها، امیدها و رویاهای تابناک مردم است و نه تصویر‌گر منفعل واقعیت‌های تلخ و دردناک و نفرت‌آلود جامعه. از این نظر این هنرمندان اغلب و به ضرورت زبانی ساده و خواندنی برمی‌گزینند و از پیچیدگی‌های زبان هنری به نفع انتقال سریع و مستقیم محتوا و پیام مورد نظر خود صرف نظر می‌کنند.

    نگاهی به موفق‌ترین هنرمندان خیابانی از جمله بنکسی نشان می‌دهد که این هنرمندان همواره ریشه در محیط و خاک خود دارند و زبان و بیان کارشان از همین منبع لایزال نیرو می‌گیرد. شابلون و عکس و شعار و کلمات و نقاشی و گرافیک، همه چیز در خدمت انتقال یک پیام اجتماعی از سوی یک نماینده هنری است که خواسته‌های بخشی از مردم شهری را به شکلی زیباشناسانه مطرح می‌کند و حمایت می‌طلبد.

    و چنین است که همین کارهای تو پُر و سرخ و ساده میرزا حمید هم با مردم شهرهای مختلف ایران ارتباط برقرار می‌کند و خواستنی و ماندنی می‌شود. نقش‌ها و طرح‌های او همواره از عشق و امید و زندگی حکایت دارد. مفاهیمی چون همبستگی آدم‌ها، عشق و محبت، ارزش آب و روشنایی‌، مهربانی با پرندگان‌، حیوانات‌، گیاهان و سایر مظاهر طبیعت، از جمله درونمایه‌های تکرارشونده کار اوست که هم بیانگر عالی‌ترین خواسته‌ها و رویاهای زندگی امروز ماست و هم یاد‌آور میراث گذشتگان و موتیف‌های باستانی ایران. باشد که این دوام، تداوم داشته باشد‌.

    ثمیلا امیرابراهیمی اردیبهشت ۱۴۰۳

    پیشنهاد مطالعه: میرزا حمید، عاشق ویرانه‌ها / ثمیلا امیرابراهیمی

    اثری-از-میرزا-حمید-نمایش-آثار-میرزا-حمید-در-گالری-دستان
    اثری-از-میرزا-حمید-در-گالری-دستان
    اثری-از-میرزا-حمید-در-گالری-دستان
    اثری-از-میرزا-حمید-در-گالری-دستان