دسته‌بندی باکس‌: جراید دیوان

  • جُنگ چراغ

    جنگ چراغ به همت سیما کوبان در فاصله‌ی پاییز ۱۳۶۰ تا مهرماه ۱۳۶۳ در ۵ دفتر و ۱۰۷۸ صفحه منتشر شد. چراغ شامل پژوهش، شعر، قصه، فیلمنامه، نمایشنامه، نقد و معرفی کتاب، طرح، گزارش، یادنامه، گفتگو و … بود. سیما کوبان در یادداشت کوتاه ابتدای اولین شماره، چراغ را چنین معرفی کرده است: «چراغ مجموعه‌ایست از آثار نویسندگان و هنرمندانی که معتقدند باید گفت و باید نوشت و باید منتشر کرد، هر چند که شب تیره باشد.»

    روایت پرتو نوری اعلا درباره‌ی سیما کوبان و جنگ چراغ و تاسیس انتشارات دماوند:
    شنیده بودم که مطالب چراغ اول را خودش به تنهایی جمع و منتشر کرده بود و گویا مطلبی دربارۀ صادق هدایت، در آن شماره، به مذاق خیلی‌ها خوش نیآمده بود. حالا آمده بود تا از مدعیان ادب و هنر، مطلب جمع کند برای چراغ دوم. […] می‌دانستم که استاد معماری دانشکده هنرهای زیباست که با بسته شدن دانشگاه، تحت عنوان انقلاب [ضد] فرهنگی، مثل سایر استادان، از کار بیکار شده است. وقتی فهمید من هم نیمه وقت در همان دانشکده، فلسفه درس می‌دادم، و حالا بیکار، تدریس خصوصی می‌کنم، خواست که مطلبی برای چراغ دوم به او بدهم. من هم به مناسبت سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد، مقاله‌ای نوشتم که در چراغ ۲ منتشر شد. مدتی از این آشنائی نگذشته بود که برای به راه انداختن یک انتشارات همراه با کتابفروشی، به من پیشنهاد همکاری داد. گفت که با منیر بیضایی هم صحبت کرده و او موافقت کرده است. من هم با خوشحالی پذیرفتم. قرار شد هریک از ما سه نفر ۲ هزار تومان سرمایه بگذاریم.
    دکتر کوبان، منیر بیضائی و من، به عنوان اولین زنان ناشر و کتابفروش ایرانی توانستیم این انتشارات را به مدت سه سال و اندی سرپا نگه داریم. اما از همان آغاز کار، مسئولان و سانسورچیان رژیم اسلامی، با توجه به محتویات جنگ چراغ که در آن زمان، تنها چهار شماره منتشر شد، همچنین انتشار کتاب‎هایی از نویسندگان و مترجمین برجسته معاصر، کم و بیش با انتشارات دماوند مشکل داشتند.

    بعد از مدت کوتاهی مطلع شدم که مأموران دولتی با توجه به حساسیت‎های روزافزون وزارت ارشاد به محتوای کتاب‌های منتشر شدۀ ما، و سازش‎ناپذیری سیما کوبان، به انتشارات دماوند یورش آوردند، اکثر کتاب‌های موجود در کتابفروشی را توقیف و درِ کتابفروشی و انتشارات دماوند را پلمپ کردند. [۱]

    برای خرید دوره‌ی کامل جُنگ چراغ به اینستاگرام کتاب‌ دیوان پیام دهید.

    ۱. سایت باشگاه ادبیات

  • کتاب جمعه: اندیشیدن در تب و تاب انقلاب

    کتاب جمعه: اندیشیدن در تب و تاب انقلاب

    کتاب جمعه یکی از تأثیرگذارترین نشریات فرهنگی پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود که به سردبیری احمد شاملو، از ۴ مرداد ۱۳۵۸ تا ۱ خرداد ۱۳۵۹ در ۳۶ شماره به صورت هفتگی منتشر شد. این نشریه، در دورانی پر از شعار و آشوب، کوشید تا بستری برای فرهنگ، اندیشه و هنر فراهم آورد و به پایگاهی فکری برای روشنفکران و نویسندگان مستقل بدل شود.

    در سرمقاله‌ی شماره‌ی نخست این مجله می‌خوانیم:
    «روزهای سیاهی در پیش است. دوران پر ادباری که، گرچه منطقاً عمری دراز نمیتواند داشت، از هم اکنون نهاد تیر‌ه‌ی خود را آشکار کرده است و استقرار سلطه‌ی خود را بر زمینه‌ئی از نفی دموکراسی، نفی ملیت، و نفی دستاوردهای مدنیت و فرهنگ و هنر می‌جوید.
    این چنین دورانی به ناگزیر پایدار نخواهد ماند، و جبر تاریخ، بدون تردید آن را زیر غلتکِ سنگین خویش در هم خواهد کوفت. اما نسل ما و نسل آینده، در این کشاکش اندوهبار، زیانی متحمل خواهد شد که بی‌گمان سخت کمرشکن خواهد بود. چرا که قشریون مطلق‌زده هر اندیشه‌ی آزادی را دشمن می‌دارند و کامگاری خود را جز به شرط امحاء مطلق فکر و اندیشه غیر ممکن می‌شمارند پس نخستین هدف نظامی که هم اکنون می‌کوشد پایه‌های قدرت خود را به ضرب چماق و دشنه استحکام بخشد و نخستین گام‌های خود را با به آتش کشیدن کتابخانه‌ها و هجوم علنی به هسته های فعال هنری و تجاوز آشکار به مراکز فرهنگی کشور برداشته، کشتار همه‌ی متفکران و آزاداندیشان جامعه است.
    اکنون ما در آستانه‌ی توفانی روبنده ایستاده‌ایم. بادنماها ناله‌کنان به حرکت درآمده‌اند و غباری طاعونی از آفاق برخاسته است. می‌توان به دخمه‌های سکوت پناه برد، زبان در کام و سر در گریبان کشید تا توفان بی‌امان بگذرد. اما رسالت تاریخی روشنفکران، پناه امن جستن را تجویز نمی‌کند. هر فریادی آگاه‌کننده است، پس از حنجره‌های خونین خویش فریاد خواهیم کشید و حدوث توفان را اعلام خواهیم کرد. سپاه کفن پوش روشنفکران متعهد در جنگی نابرابر به میدان آمده‌اند. بگذار لطمه‌ای که بر اینان وارد می‌آید نشانه‌ای هشداردهنده باشد از هجومی که تمامی دستاوردهای فرهنگی و مدنی خلق های ساکن این محدوده جغرافیائی در معرض آن قرار گرفته است.»

    کتاب جمعه نشریه‌ای بود بی‌امتیاز، که در غیاب مجوز رسمی و در فضای موسوم به «بهار آزادی»، در قالب کتاب و جنگ منتشر می‌شد. اما عمر آن کوتاه بود. به روایت محمد قائد، در خرداد ۱۳۵۹ دژبان‌ها نسخه‌های شماره‌ی آخر را هنگام ارسال به راه‌آهن توقیف کردند. به نظر می‌رسد تلاشی برای رفع توقیف هم صورت نگرفت.

    قائد درباره‌ی انتظارات سنگین از نشریه و واکنش شاملو می‌نویسد:
    «پیشتر، خواننده‌ها و حتی کسانی که خوانندهٔ‌ دائمی کتاب جمعه نبودند می‌گفتند باید دربارهٔ وقایع جاری کشور مطلب چاپ کند. از ابتدا مطالب تئوریک هم چاپ می‌کرد اما به نظر کسانی کافی نمی‌رسید. سؤالها سنگین و مغزفرسا بود: واقعاً چه شد، چه اتفاقی افتاد، چه اتفاقی در حال افتادن است، و رندان حق‌پرست چه آشی می‌پزند؟ 
    شاملو صریحاً می‌گفت شخصاً جوابی در آستین ندارد و اگر صبر کنیم شاید روشن شود. خواننده‌هایی می‌گفتند: شما نمی‌توانی نشریهٔ ‌به‌اصطلاح سطح بالا منتشر کنی اما بگویی صبر کنید خودش روشن می‌شود. شاملو، بنا به عادت، هیچ گاه از اظهار نظر دربارهٔ اوضاع جهان کوتاه نمی‌آمد اما در آن شرایط غافلگیرکننده و بینهایت دشوار می‌گفت اهل ادبیات است و فقط همان کاری را که سی سال انجام داده می‌تواند ادامه دهد. از جمله، با صراحت نوشت: به مجلس خبرگان پرداختن کار کتاب جمعه نیست.»

    برای خرید دوره‌ی کامل کتاب جمعه می‌توانید به اینستاگرام کتاب دیوان مراجعه کنید، و یا با این شماره تماس بگیرید: ۰۹۲۲۶۳۹۰۹۹۷

    تصویر-کتاب-جمعه-دیوان-1
  • الفبا: آنچه از اوراق ضاله باقی مانده است!

    الفبا: آنچه از اوراق ضاله باقی مانده است!

     در سال ۱۳۵۲ موسسه انتشارات امیرکبیر٬ پیشنهاد داد ۲۵۰۰۰ تومان در اختیار ساعدی بگذارد٬ دفتر دستک هم بدهد٬ مبلغی حق‌التألیف به نویسندگان بپردازد و نشریه‌ای به همّت ساعدی بنا نهد. ساعدی پیشنهاد امیرکبیر را به میان دوستان بُرد٬ همه گفتند خیر است و بهتر از این هم نمی‌شود. پس قرار بر این شد که هر نویسنده نوشته‌اش را تا دو ماه فراهم آورد. همه پذیرفتند و بدین‌سان الفبا پا گرفت. نام نشریه را هم خودش برگزید و با خط خودش نوشت که خطاط خوبی بود.
    در آن روزگار که نشریه‌ی آزاد دیگری وجود نداشت٬ الفبا هوای تازه‌ای به محفل روشنفکران دمید. باب گفتگو را گشود. دورافتادگان از یکدیگر را گرد هم آورد. براستی امیرکبیر هم دیگر آن امیرکبیر سابق نبود. ساعدی نظم و آرامش آن موسسه را هم بهم ریخته بود. اکنون امیرکبیر هم همانند مطب «دلگشا» که غلامحسین و برادرش در آن طبابت می‌کردند٬ به پاتوق روشنفکران و همکاران تبدیل شده بود. تا جایی که گفته می‌شد٬ جعفری رئیس مؤسسه از کرده پشیمان است.
    الفبا هر سه ماه یک‌بار منتشر می‌شد. در حال چیدن شماره‌ی ۶ بودند که ساعدی به زندان افتاد و نشریه به علت مخالفت ساواک تعطیل شد. وانگهی٬ حتی اگر هم اجازه می‌دادند٬ مگر می‌شد بدون حضور ساعدی الفبا منتشر کرد؟
    با زندانی شدن ساعدی٬ دفتر دستک او را هم برچیدند و به خانه‌اش سرریز کردند تا باقی «اوراق ضاله» را هم ببرند.
    هما ناطق که خود یکی از نویسندگان الفبا بود، درباره‌ی ساعدی و مجله‌ی الفبا روایت می‌کند: آرزویش این بود –شاید هم شوخی می‌کرد- که اگر روزی در غربت مرد، بر سر مزارش بنوازند و برقصند و بیاشامند، همچنان‌ که خود او دو سال پیش (در ۹ آوریل ۱۹۸۳)، همه‌ی ما را بر سر مزار هدایت خندانده بود و گورستان را به صحنه‌ی نمایش تبدیل کرده بود. یک سال پیش هم در مراسم خاکسپاری «یلماز گونی» و باز در همان گورستان که امروز جای خود اوست، بر گور سیاه و مرمرینی نشسته بود، باز می‌خندید و می‌گفت: «این که قبر نیست، این میز کار است، من پیشنهاد می‌کنم الفبا را همین جا مندرج بفرمائیم که میز صفحه‌بندی هم دارد.»

    برای خرید دوره‌ی اول مجله‌ی الفبا که در دهه‌ی ۵۰ و در ایران منتشر شد، می‌توانید به اینستاگرام کتاب دیوان مراجعه کنید، و یا با این شماره تماس بگیرید: ۰۹۲۲۶۳۹۰۹۹۷

    تصویر-مجله-الفبا
  • گردون: ادبیاتی علیه فراموشی

    گردون: ادبیاتی علیه فراموشی

    در آغاز دهه‌ی ۷۰ شمسی، در فضای فرهنگی‌ای که هنوز درگیر پیامدهای جنگ و فشارهای ایدئولوژیک بود، نشریه‌ای متولد شد که به‌ سرعت جای خود را در میان روشنفکران و نویسندگان مستقل باز کرد: گردون. این مجله نه فقط یک رسانه‌ی ادبی، بلکه نوعی جریان فکری بود؛ جریانی که می‌کوشید سکوت تحمیلی سال‌های بعد از انقلاب و جنگ را بشکند و امکان گفت‌وگوی آزادانه را، هرچند محدود و شکننده، فراهم آورد.
    گردون با نگاهی متفاوت به عرصه آمد. برخلاف بسیاری از نشریاتی که در چارچوب‌های سنتی یا حکومتی حرکت می‌کردند، این مجله پایبند به نقد رادیکال، بیان بی‌پرده و حمایت از ادبیات مستقل بود. محتوای آن عمدتاً حول محورهایی چون شعر و داستان نو، نقد اجتماعی، بازخوانی مفاهیم مدرن در ادبیات فارسی و معرفی نویسندگان خارج از جریان رسمی شکل گرفته بود. گردون خود را نه ‌یک رسانه‌ی بی‌طرف، بلکه یک کنشگر فرهنگی می‌دید که مأموریتش به پرسش کشیدن چارچوب‌های رسمی و برجسته کردن صداهای سانسورشده بود.
    گردون به شکل آگاهانه و صریح، آثاری را منتشر می‌کرد که در نشریات رسمی یا مجاز، امکانی برای مطرح شدنشان نبود؛ شعرهایی با مضامین جسورانه، داستان‌هایی با ساختارهای نوگرا و نقدهایی که از ادبیات «متعهد» و «ایدئولوژیک» فاصله می‌گرفتند. در این فضای جسور، گردون بستری فراهم آورد برای ظهور نسلی تازه از نویسندگان و شاعران که دغدغه‌شان نه تطابق، که بازاندیشی در سنت‌ها و هنجارها بود.
    با این همه، جسارت گردون بی‌هزینه نبود. نهادهای ناظر، محتوای آن را بارها زیر ذره‌بین بردند و هشدارها یکی پس از دیگری رسید. بارها توقیف شد، و باز از سر گرفته شد، و نهایتاً در سال ۱۳۷۴، پس از حدود پنج سال انتشار نامنظم اما پرمخاطب، توقیف دائم شد.
    گردون به ما یادآور می‌شود که ادبیات، اگر واقعاً زنده باشد، همیشه راهی برای عبور از دیوارها پیدا خواهد کرد.

    برای خرید دوره‌ی کامل صحافی شده‌ی مجله گردون می‌توانید به اینستاگرام کتاب دیوان مراجعه کنید، و یا با این شماره تماس بگیرید: ۰۹۲۲۶۳۹۰۹۹۷

    تصویر-اول-مجله-گردون
    تصویر-دوم-مجله-گردون
    تصویر-سوم-مجله-گردون
  • تکاپو: «ما نویسنده‌ایم»

    تکاپو: «ما نویسنده‌ایم»

    تکاپو یکی از مجله‌های روشنفکری دهه‌ی ۷۰ است که سرانجامی غم‌انگیز –اما آشنا- را در تاریخ مطبوعات ایران از سر گذراند: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شماره‌ی آخر مجله را در تاریخ اسفند ۱۳۷۳ خمیر کرد و پس از آن دیگر هیچ‌وقت اجازه‌ی چاپ نیافت. تکاپو در مجموع ۱۴ شماره منتشر شد و یکی از پایگاه‌های مهم برای از سرگیری فعالیت کانون نویسندگان در آن سال‌ها بود. در شماره‌های مختلف این مجله سلسله گفتگوهایی با اعضای سابق کانون نویسندگان پیرامون وظایف و مسئولیت آن‌ها منتشر شده است. برآیند این بحث‌ها و مهم‌ترین رویداد درباره‌ی مجله‌ی تکاپو انتشار متن «۱۳۴ نویسنده» در آبان ۱۳۷۳ بود که وظیفه‌ی نویسندگان را برای تبیین ماهیت کار فرهنگی و حضور جمعی آن‌ها مشخص می‌کرد. شاید بتوان در یک جمله‌ی گزیده از محمد مختاری رویکرد این مجله را به کار فرهنگی و نسبت آن با سیاست خلاصه کرد: «ما به لحاظ حرفه‌مان که نویسندگی است صنف هستیم. اما به لحاظ موضوع حرفه‌مان که فرهنگی است طبعاً سیاسی هم هستیم. بی‌آنکه این سیاسی بودن فرهنگ، به معنای پیروی از یک تحلیل سیاسی ویژه باشد. یا به معنای توافق بر سر یک برنامه معین سیاسی باشد.» (ضرورت طرح و شناخت نظرها، شماره‌ی ۶ تکاپو، آذر ۱۳۷۲، صص ۲۹ و ۳۰)

    متن «۱۳۴ نویسنده»، معروف به «ما نویسنده‌ایم»، در فضای فرهنگی زمان خود مناقشات بسیاری را به راه انداخت و روزنامه‌های دولتی برای حمله به این رویکرد دمکراتیک از هیچ چیزی دریغ نکردند و سرانجام کار چیزی نبود جز توقیف تکاپو. این توقیف تنها و تنها یک دلیل داشت: اعلام حضور جمعی ۱۳۴ نویسنده برای دفاع از آزادی بیان.

    برای خرید دوره‌ی کامل صحافی شده‌ی مجله تکاپو می‌توانید به اینستاگرام کتاب دیوان پیام دهید، و یا با این شماره تماس بگیرید: ۰۹۲۲۶۳۹۰۹۹۷