ویدیویی از شهریار توکلی و سعید قرهخانی (صفحهآرا) در اولین دفتر مجلهی حرفه: هنرمند، بخشی از مستند عکس و عکاسی، کلاکت یازدهم، به کارگردانی محمدرضا عرب، شبکهی جامجم، ۱۳۸۱
بسیاری از هنرمندان گفتمان کلی هنر معاصر را پذیرفتهاند، مایلاند در این چهارچوب کار کنند، و رویای راهیابی به «میناستریم» هنر غرب را دارند؛ دبیران «حرفه» نسبت به اهمیت، ارزش و نسبت این هنر با ایران مشکوک بودهاند. رویکرد کلی حرفه: هنرمند دربارهی هنر معاصر عمدتاً انتقادی و بافاصله بوده است؛ و همانطور که از عنوان ویژهنامهی ۷۳ برمیآید، یعنی «هنر معاصر چیست؟»، هنوز در ماهیت آن میاندیشند.
مشخصاً مجید اخگر، گفتمان هنر نوگرا را میپذیرد و آن را از درون نقد میکند؛ اما فاصلهی ایمان افسریان با آن بیشتر است و خاستگاههای هنر نوگرای ایران را آمیخته با ناآگاهی و جبرانِ عقدهی عقبماندگی تاریخی میداند. به باور افسریان، شکافی بزرگ بین هنر قدیم و هنر نوگرای ایران ایجاد شده، و برای پایهگذاری یک هنر جدید، با سیاستگزاری فرهنگی متفاوتی داشت. از جمله اینکه به مبانی و خویشکاریهای هنر قدیم ایران آگاه شد. این گذشتهنگری باعث شده عدهای از منتقدین «حرفه» را به ارتجاع متهم کنند، هرچند- از منظر دبیران مجله- این فشار حاصل ذهنیت اقتدارگرای گفتمان نوگراییست که هر چیزی جز خود را متهم به سنتگرایی و بومیگرایی و عقبماندگی و ارتجاع میداند؛ بازتابی از این شعار معروف برخی از هنرمندان آوانگارد اروپایی که خواستار «آتشزدن موزهی لوور» بودند!
حرفه هیچگاه بنا نبود نگاهی جامع، بیطرفانه و همهپسند نسبت به هنر نوگرای ایران داشته باشد. دبیران مجله قصد داشتند تصاویری که دوست دارند، و متنهایی که با متر و معیار آنها خواندنیاند را منتشر کنند. هرچند در شمارههای مختلفی تلاش کردند بدون پیشداوری و ارزشگذاری، تمام جریانهای تصویری هنر امروزمان را به اختصار معرفی و جریانشناسی کنند؛ مانند مطالب «تصویری که با هم میسازیم» از حرفه: هنرمند و «فوریت چهلساله» از مهران مهاجر.
و یا گالریدارهایی بودهاند که به دلیل نقدی که سالها پیش نویسندهای بر نمایشگاههای آنها نوشته، از ارسال آثار هنرمند دیگری خودداری کردهاند. در فضای کوچک تجسمی ایران، و نشریات محدودی که چاپ میشدند و اغلب آنها نیز به دلایل اقتصادی تعطیل شدهاند، انتظار زیادی روی دوش مجلهای بوده است که تنها چهار شماره در سال منتشر میکرده و حتی اگر میخواسته هم نمیتوانسته هنرمندان زیادی را معرفی و بر آثار آنها نقد و تفسیر بنویسد.
این بخش جدید ناظر به این دغدغهی کلی بود که هنر جدید ایرانی، باید روی دوش هنر قدیم آن سوار باشد، و نمیتوان تاریخ ایران صرفاً از آغاز مشروطه یا عصر تجدد بازشناخت. عدهای منتقدان از اساس مخالف چنین رویکردی هستند و بازخوانی هنر قدیم ایران را چیزی بیارتباط با هنر نوگرای ایران میدانند.