«مادرانِ کلویتس»

«یک طراحی تازه کردم: مادری که پسر مرده‌اش از میان بازوانش می‌لغزد. من می‌توانم صد طراحی مانند این را تمام کنم و با این همه قدمی به او نزدیک‌تر نمی‌شوم. او را جست‌وجو می‌کنم، گویی که باید او را در کار پیدا کنم.»